يك عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: يكي از نكات مثبتي كه در وقايع تلخ سياسي اخير پيش آمد، مساله نزديك شدن ديدگاههاي سياسي جناح اصلاحطلب و جناح اصولگراي معقول و خط امامي بود.
فاطمه راكعي در گفتوگو اظهار كرد: اصولگرايان معقول و معتقد به ديدگاه سياسي حضرت امام(ره) به اين نتيجه رسيدهاند كه با رفتارهاي قيممآبانه، تحكمآميز و قهرآميز نميتوان جامعه را اداره كرد و بايد با حفظ اصول و با احترام به قوانين با مردم در تعامل بود و با فعاليتهاي حزبي تلاش كرد كه آراي مردم را چه براي رياست جمهوري و چه مجلس به دست آورد. ضمنا امكان نقد قوانين را هم بايد باز گذاشت.
وي ادامه داد: به نحوي اين دو گروه، به اصلاح در روشها و تاكتيكهاي سياسي و احترام به مردم و مردمداري معتقدند و به "ميزان راي ملت است" اعتقاد دارند. اين رويكردها و عملكردها دو جناح اصولگراي سنتي و اصلاحطلبان راستين را به هم نزديك كرده است.
وي خاطرنشان كرد: لذا ما الان در واقع يك جناح بزرگ اصلاحطلب داريم با تاكيد بر ديدگاههاي حضرت امام(ره) و احترام به قانون اساسي و با قايل شدن امكان نقد قوانين، از جمله قانون اساسي. دو طيف راديكال هم وجود دارد؛ يكي كه متاسفانه از طيف به اصطلاح راست نشات ميگيرد، كساني كه ظاهرا وقعي به راي مردم نمينهند و كاملا به رفتارهاي قهرآميز و قيممآبانه در ارتباط با حفظ نظام، سياستهاي كشور و اداره سياسي جامعه معتقدند و غير از راي و تفكر خود هيچ تفكري را حتي در جناح اصولگرا برنميتابند. متاسفانه ديديم در وقايع اخير به چنين تفكري بيشتر دامن زده شد و همين بيتفاوتي به خواستههاي معقول و قانوني از سوي آنان، باعث ايجاد اين همه مشكل شد.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه " طيف ديگري هم هست كه برخلاف نظر برخيها اصولا نميتواند طيف راديكال اصلاحطلبان باشد" ابراز عقيده كرد: اصلاحطلبي طيفي گسترده است و هركس به تحكم، رفتارهاي خشونتآميز و قيممآبانه معتقد نيست، ميتواند بگويد اصلاحطلب است. البته من اصلاحطلبي راستين را سير طبيعي حركت انقلاب اسلامي سال 57 ميدانم. هر انقلابي كه پيروز ميشود بعدش بايد اصلاحاتي را در عرصههاي مختلف اجتماعي،سياسي، اقتصادي و غيره ايجاد كند، احزاب اصلاحطلبي كه تشكيل شدند نيز بر اين مبنا بودهاند و بر قانونمداري تاكيد داشتهاند. اما آن طيف دوم راديكال كه اصولا نه به انقلاب و نه به جمهوري اسلامي معتقد بود و از بدو پيروزي انقلاب به انحاي مختلف، مخالفت خود را در اين مورد نشان داده و اصولا مخالف هرگونه نظامي است كه برچسب ديني داشته باشد، جمهوري اسلامي نميخواهد و برايش فرقي نميكند كه طرفشان موسوي و خاتمي است يا ديگران؛ آنها از حضرت امام گرفته تا شخصيتهايي كه در اين 30 سال در استحكام انقلاب و نظام نقش داشتند را بيرحمانه نفي ميكنند.
وي تصريح كرد: الان اين چهار جريان وجود دارد و اگر ما بخواهيم اتفاقات پيش آمده را تحليل كنيم بايد اينها را مد نظر قرار دهيم و اگر بخواهيم جمهوري اسلامي ـ يعني آنچه در سال 57 با خيل عظيم شهداي تقديم شده و رهبري امام(ره) شكل گرفت ـ باقي بماند و از درون متلاشي نشود، ناگزيريم اين واقعيتها را بپذيريم. هر كس ميخواهد در اين كشور فعاليت سياسي كند، ناگزير است كه به راي مردم احترام بگذارد و جمله خدشهناپذير امام(ره)؛ "ميزان راي ملت است" را باور داشته باشد و براي ملت بزرگي مثل ايران تكثر ديدگاهها را بپذيرد.
وي تاكيد كرد: ملت ما بايد اين امكان را داشته باشد كه از طريق احزاب با شيوههاي مختلف اداره جامعه آشنا شود و هر كدام را كه ميپسندد، در آن جناح سياسي قرار گيرد. در واقع جناحهاي مختلف در حد وزني كه دارند بايد نماينده به مجلس بفرستند و رييسجمهور انتخاب كنند. اين عين قانون اساسي و عين تاكيد امام(ره) بر جمهوريت نظام است.
راكعي اظهار كرد: به نظر من دو چيز همواره بايد رعايت شود و اگر نشود در وجدان و حافظه تاريخي ملت ميماند؛ يكي رفتارهاي كاملا قانوني و در چارچوب قوانين موجود با حفظ حق نقد نخبگان به وضع موجود و ديگري دروغ نگفتن به ملت. اگر اين دو موضوع رعايت شود هيچگاه لازم نيست براي حفظ نظام و منافع سياسي جناحهاي مختلف به روشهاي ناخوشايندي دست زد.
وي همچنين تاكيد كرد: اصلاحطلبي برچسبي نيست كه بشود آن را به رفتار سياسي خاصي زد. تمام كساني كه معتقدند بعد از انقلاب در زمينههاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و سياسي بايد ـ البته در قالب قانون ـ اصلاحات صورت گيرد، در اين چارچوب هستند و اصلاحطلب به شمار ميآيند. اين نه تناقض و تضادي با انقلاب دارد و نه قانون اساسي. اما به خاطر مسايلي كه تا به حال پيش آمده و خودش را در انتخابات اخير نشان داد، بايد امكان نقد قوانين و تجديدنظر در برخي قوانين از طرق قانوني وجود داشته باشد. البته طيفي هم ممكن است اصلا در چارچوب قانون اساسي رفتار نكند، نظام را قبول نداشته باشد و بگويد، اصلاحطلبيم و عدهاي هم بخواهند اينها را به اصلاحطلبان راستين منسوب كنند در حاليكه اين نسبت درستي نيست.
وي درباره وجود تحليلهايي مبني بر اينكه جناح اصلاحطلب از بين رفته است، گفت: من به هيچوجه قبول ندارم كه اصلاحات كنار رفته، اصلاحات مثل آزاديخواهي، عدالتطلبي و حقجويي است و چيزي نيست كه ملتي آگاه بخواهد از آن چشم بپوشد. به نظر من اصلاحطلبان همچنان توان فعاليت و رقابت در عرصه سياسي را دارند. البته شايد عدهاي فكر كنند با برخي رفتارها اين جناح حذف ميشود، در حالي كه اصلاحطلبي و خواستن اصلاح در كليه زمينهها و اقدام به آزاديهاي مشروع و همه اينها مسايلي است كه اكثريت مردم خواهان آن هستند و به زندان افتادن چند شخصيت شاخص اصلاحطلب يا تعطيل كردن چند حزب شاخص به هيچ وجه به اين معني نيست كه دوران اصلاحات پايان يافته است، بلكه اين صاحبان حركتهاي سطحي هستند كه روزي بايد پاسخگوي قانون باشند.
وي افزود: از آن دو طيف راديكال يكي به نام اسلام، چهره اسلام و نظام اسلامي را تخريب و بيشترين ضربهها را وارد كردند و ديگري ـ كه اصولا خواستار حكومت ديني نيست ـ به زور ميخواهد خود را در طيف اصلاحطلبان راستين تعريف كند. اين دو گروه را مردم ميشناسند و اينها نميتوانند هدايت جريان مردمي خواهان اصلاح در كشور را به عهده داشته باشند.
اين فعال سياسي گفت: الان راديكالها در اقليت هستند و اصولگرايان قديم و اصلاحطلبان به هم نزديك شدهاند. عدهاي از آنها معتقدند كه در چارچوب همين قانون اساسي و با همين ساختار كشور بايد اداره شود و البته عمدتا در مورد قوانين موجود نقد دارند. معقولان اين دو جناح بايد همانديشي كنند و اگر حتي به نظر واحدي نرسيدند، شيوههاي خود را تبليغ و سعي كنند از راههاي درست و اصولي تبيين كنند كه چرا معتقدند شيوه آنها براي تداوم نظام و آرمانهاي امام(ره) پاسخگوست و مردم آگاهانه بين اينها انتخاب كنند و اگر هر كدام از اين جناحها سر كار آمد، پاسداري از حقوق مردم را سرلوحه كار قرار دهد و ديگران هم آن را بپذيرند. اگر غير از اين باشد، خداي ناكرده حوادث تلخ تكرار ميشود و اين به هيچوجه به نفع مردم، اسلام و نظام نيست.
منبع: ايسنا
تاريخ:88/12/1